info@innomid.ir 021-63462000

بازارشناسی چگونه به کسب و کار کمک می کند؟

بازارشناسی چگونه به کسب و کار کمک می کند؟
چکیده این مطلب : انتشار : 1397/08/06 0 نظر 40 بازدید

بازارشناسی چگونه به کسب و کار کمک می کند؟

تصور کنید ماژیکی در دست دارید که همزمان هم می‌تواند بنویسد و هم نوشته‌ها را پاک کند. شما پس از خلق ایده و ابداع این محصول، نیاز دارید تا محصول‌تان را به مشتری معرفی کنید تا به طور کامل آن را بشناسد. چرا باید بازار مربوط به کسب و کارتان را بشناسید؟ به زبان ساده باید گفت برای اینکه بتوانید اهداف و استراتژِی‌های‌تان را اصلاح کنید و به پیش روید باید بازارتان را بشناسید. در حقیقت برای داشتن یک بازاریابی خوب شما نخست باید بازارشناسی خوبی را انجام داده باشید. با ما همراه باشید تا سفری در بازارشناسی را تجربه کنیم.

تصور کنید ماژیکی در دست دارید که همزمان هم می‌تواند بنویسد و هم نوشته‌ها را پاک کند. شما پس از خلق ایده و ابداع این محصول، نیاز دارید تا محصول‌تان را به مشتری معرفی کنید تا به طور کامل آن را بشناسد. چرا باید بازار مربوط به کسب و کارتان را بشناسید؟

به زبان ساده باید گفت برای اینکه بتوانید اهداف و استراتژِی‌های‌تان را اصلاح کنید و به پیش روید باید بازارتان را بشناسید. در حقیقت برای داشتن یک بازاریابی خوب شما نخست باید بازارشناسی خوبی را انجام داده باشید. با ما همراه باشید تا سفری در بازارشناسی را تجربه کنیم.

خود و ماژِیک تان را بشناسید!

پس از خلق ایده‌ی ماژیکی که همزمان بنویسد و هم پاک کند، شما در ابتدا خود را، به خوبی بشناسید. بله دقیقا خود را...شما به عنوان شرکت تولید کننده ماژیک باید از چشم انداز و هدف‌های تولید این محصول به خوبی آگاه باشید. منابع‌تان چیست؟ قوانینی که در این راه وجود دارند چیست؟ حال که جواب تمام این سوال‌ها را یافتید، می‌روید سراغ اصل مطلب که همان ماژیک است. این محصول چه ویژگی متمایز کننده‌ای با بقیه محصولات هم نوع خود دارد؟ قیمت آن چقدر باید باشد، عنوان تجاری و برند خاصی دارد؟ کاربردش چیست؟ چرا باید مردم به محصول شما توجه کنند؟

مشتری حکم کیمیا!

به قول ست گادین کارآفرین برجسته‌ی آمریکایی و نویسنده‌ی 18 کتاب پرفروش دنیا: برای محصولات خود دنبال مشتری نباشید بلکه برای مشتریان خود به دنبال محصول باشید.

 در این مرحله به سراغ مشتریان می‌روید. لازم نیست برای معرفی محصولی که آن را ابداع کرده‌اید از تک تک مردم بخواهید به حرف‌تان گوش دهند تا شاید محصول را بخرند. شما باید مشتری را بشناسید. چه کسانی ممکن است محصول شما را بخرد؟ برای مثال معرفی ماژیک چند کاره بیشتر برای مدارس استفاده می‌شود یا دکترها؟ آیا در میان مدارس، آن‌هایی که از تخته سیاه استفاده می‌کنند از این محصول استقبال بیشتری می‌کنند یا کسانی که از تخته وایت برد استفاده می‌کنند؟ چه زمان‌هایی محصول را خریداری می‌کنند؟ در پاییز یا وسط تابستان که مدارس تعطیل است؟ چگونه از آن استفاده می‌کنند و بازخوردشان چیست؟

بی اغراق باید بگوییم که مشتری برای کسب و کار شما همیشه حکم کیمیا برای کمیاگر است. پس هر چه راجع به او آگاه شوید کسب و کارتان به همان نسبت جلو رفته است.

بازار بزرگ!

چهارمین قسمت یافتن بهترین و مناسب‌ترین بازار برای محصول است. بهترین بازار از لحاظ جمعیت شناسی، بر اساس سبک زندگی و علایق مشتری، میزان استفاده  از محصول و ... است.

اندازه‌ی بازار شما وابسته به اشخاصی است که می‌خواهید با آن‌ها تجارت کنید. در این مرحله شما می‌آموزید مشتریان بالقوه‌ی شما چه کسانی هستند؟ اگر هدف در طرح تجاری‌تان فروش به یک فروشگاه بزرگ لوازم التحریر است شما به رویکرد محلی نیاز دارید. اما اگر برای مثال هدف، تمام  مدارس دارای تخت وایت برد شهر تهران است، شما به یک رویکرد شهری نیازمندید.

رقبا، ابزار رشد شما!

حتی اگر محصولی در دست دارید که به نظرتان هیچ رقیبی برایش وجود ندارد و یا به عبارتی هیچ شرکت دیگری نیست که همانند شما ماژیک چندکاره را به فروش برساند، باید در نظر داشته باشید که ردیابی فعالیت‌های رقبا نقش کلیدی در کسب و کار شما دارد. رقیب شما در این زمینه می‌تواند کسی که باشد که همانند شما ماژیک دارد، و یا او هم محصولی را به بازار ارائه کرده است که بخش قابل توجهی را به خود اختصاص داده است. سهم بازار رقیب را بشناسید. ویژگی‌های محصول، استراتژی‌های تبلیغاتی قبلی و فعلی، چشم اندازها، و حتی بازه‌های زمانی که رقیب، تبلیغات می‌کند نیز مهم است. با دیدن نقاط ضعفی که شرکت رقیب‌تان دارد، شما می‌توانید آن را  در کسب و کار خود برطرف کرده و به نقطه‌ی قوتی تبدیل کنید.

به طور کلی زمانی که به فکر راه انداختن کسب و کار می‌افتید باید نیازهای بازار را شناسایی کنید. محصولی که ارائه می‌دهید چه مشکلی را برطرف کرده است؟ دلیل خرید محصول‌تان چیست؟ در این قسمت شما مشتریانی را در نظر بگیرید که بازار رقبایتان، آن‌ها و نیازشان در نظر نگرفته‌اند.

 

انتهای باز با طعم کوکاکولا

روزی که یکی از نمایندگان کوکاکولا ناامید و مایوس از ماموریت تبلیغاتی و بازاریابی خود بازگشته بود، از او پرسیدند چرا موفق نشد. جوابی که داد این بود:

هنگامی که به آن‌جا رسیدم مطمئن بودم که می‌توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود عربی بلد نبودم. بنابراین تصمیم گرفتم پیام خود را با پوستر تبلیغاتی به آن‌ها انتقال دهم. درنتیجه سه پوستر طراحی کردم :

پوستر اول عکس مردی که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود. پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکاکولا بود. و پوستر سوم مردی بسیار شاداب و سرحال را نشان می‌داد.

پوسترها را در همه جاهایی که در معرض دید بود چسباندم. اما متاسفانه نمی دانستم عرب‌ها از راست به چپ می‌خوانند و لذا آن‌ها ابتدا تصویر سوم، سپس تصویر دوم و بعد تصویر اول را دیدند و برایشان اینطور به نظر رسید که با خوردن کوکاکولا خسته و کوفته می‌شوید.

درنتیجه قبل از انجام هر کسب و کاری سعی کنید ابتدا بازار محصول و مشتریان‌تان را به طور دقیق تحلیل کنید.

 

 

دوستانی که این مطلب را مطالعه کرده اند، از مطالب زیر نیز استقبال کرده اند

آغازین روز دومین دوره شتابدهی

آغازین روز دومین دوره شتابدهی

آئین «آغازین روز دومین دوره شتابدهی» مرکز نوآوری فرهنگی امید؛ هفتم بهمن ماه 96 در سالن آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه صنعتی شریف؛ برگزار شد.

آغازین روز نخستین دوره شتابدهی

آغازین روز نخستین دوره شتابدهی

     آیین «آغازین روز نخستین دوره شتابدهی» مرکزامید شنبه دوم بهمن ماه 1395 با حضور اساتید و فعالین جوان حوزه فرهنگ و رسانه برگزار شد. 

دومین دوره شتابدهی

دومین دوره شتابدهی

فرآیند ثبت‌نام و پذیرش طرح نامه‌ها در دومین دوره شتابدهی مرکز امید از تاریخ 27 شهریورماه 1396 آغاز گردید.

روز ارائـه به سـرمـایه‌گـذار تیم‌‌های دوره اول شتابدهی

روز ارائـه به سـرمـایه‌گـذار تیم‌‌های دوره اول شتابدهی

در انتهای اولین دوره شتابدهی مرکز امید، برنامه‌ای تحت عنوان «روز ارائه به سرمایه‌گذار» در حضور جمعی از سرمایه‌گذاران، مدعوین و تیم‌های دوره دوم برگزار شد.

بازدید مدیران ارشد سازمان اوقاف و امور خیریه

بازدید مدیران ارشد سازمان اوقاف و امور خیریه

بازدید مدیران ارشد سازمان اوقاف و امور خیریه

چرا کتاب‌فروشی‌ها کباب‌فروشی می‌شوند؟

چرا کتاب‌فروشی‌ها کباب‌فروشی می‌شوند؟

چند وقت پیش بود که تصویری در فضای مجازی دست به‌ دست شد که آه از نهاد خیلی‌ها برآورد. تصویر، یک کبابی را نشان می‌داد که هنوز تابلوی کسب و کار قبلی از سردرش جابه‌جا نشده بود؛ تابلویی که نشان می‌داد مغازه قبلاً به نشر و کتابفروشی اختصاص داشته است.

نظرات

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 0